غزل شمارهٔ ۱۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و ارزشهای معنوی عشق و دلباختگی اشاره میکند. او نشانههایی از وجود محبوب و آثار آن را در طبیعت و عالم نشان میدهد. درخت طوبی، مرغی که به حرم مرتبط است، و آتش و شکر، همه نمادهایی از عشق و زیبایی هستند. همچنین، شاعر به دشواریهای عشق و زهد اشاره کرده و بیان میکند که عشق واقعی آزاد است و زهد به نوعی مانع آن میشود. در نهایت، شاعر میگوید که دل عرفی نباید از طعنهها و آزارها ناراحت شود، چرا که داغ عشق همواره با اوست و این درد، بخشی از زندگیاش است.
ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوستطوبی خس زیبا چمنی که این شجر اوست
هوش مصنوعی: ما مانند درختی نیستیم که تنها سایه خورشید را بر دوش داشته باشیم؛ بلکه نمایانگر زیبایی و شکوهی هستیم که در دل این زمین وجود دارد و به آن لطافت و طراوت میدهد.
مرغی که حرم را شرف از نسبت او بود جاروب حرمگاه صنم بال و پر اوست
هوش مصنوعی: پرندهای که به واسطهی وجودش، حرم به ارزش و احترام میرسد، در واقع بال و پر او به پاکی و زیبایی مکان مقدس میافزاید.
گه زهر فشاند به مگس، گه زند آتشزین گونه بسی تعبیه ها در شکر اوست
هوش مصنوعی: گاهی زنبور نیش میزند و گاهی آتش به جان میزند؛ این همه تدبیر و دقت در شیرینی اوست.
نقصان ادب نیست که آمیخته با شمعپروانه که امید فنا راهبر اوست
هوش مصنوعی: نداشتن ادب ایرادی ندارد وقتی که پروانه به شمع علاقهمند است و میداند که این عشق او را به فنا میکشاند.
غم همره جان رفت، نرفتیم به منعشبا وی ز ازل آمده و هم سفر اوست
هوش مصنوعی: غم همراه جان من رفته است، ولی ما به خاطر او نرفتهایم. از آغاز، ما همسفر او بودهایم.
هر گرد که از خاک شهیدان تو خیزدصد قافله ی درد ابدی بر اثر اوست
هوش مصنوعی: هر ذرهای که از خاک شهیدان تو برمیخیزد، باعث میشود که صدها قافلهی درد و مصیبت برای همیشه بهدنبال آن بیفتند.
عشق از طلب صحبت رضوان بود آزادزهد است که دست هوسش در کمر اوست
هوش مصنوعی: عشق از خواهان گفتگو با خداوند است و دوری از دنیا و زهد، فقط به خاطر آن است که نفسانیت و خواستههای دنیوی نمیتوانند او را به خود مشغول کنند.
از طعن کس آزرده نگردد دل عرفیداغی که نسوزد نمکی بر جگر اوست
هوش مصنوعی: دل عرفی از هیچ زخم زبانی ناراحت نمیشود، چون یاری که تحمل آتش را دارد، نمکزار دلی نخواهد بود که آسیب پذیر باشد.