غزل شمارهٔ ۲۶۸
هوش مصنوعی: این متن شعری درباره عشق و معارف الهی است. شاعر به ستایش خداوند و پیامبر میپردازد و expresses awe at رازهای الهی و اشتیاق به درک آنها. او به حالت مستی عاشقان اشاره میکند که به خاطر نزدیکی به حقیقت، عقل خود را از دست دادهاند. شاعر از زیبایی و نور عشق سخن میگوید و به استدعای بخشش و آگاهی از اسرار معنوی اشاره میکند. در نهایت، به سرنوشت پرشکوه اهل عشق و ارتباط عمیق آنها با خدا اشاره میکند.
فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتریتفسرها سرا و تکنی به جهرا
هوش مصنوعی: تو را میپرستم، ای کسی که آیات وحی بهصورت پیدرپی نازل میشود و بهطور پنهانی تفسیر میگردد و بهصورت آشکار نیز به آن اشاره میشود.
و انشرت امواتا و احییتهم بهافدیتک ما ادریک بالامر ما ادری
هوش مصنوعی: با آسمانها و زمین سخن گفتی و مردگان را زنده کردی، برای تو جانم فدای معرفتات به این امر، اما من از آنچه میدانم بیخبرم.
فعادوا سکاری فی صفاتک کلهمو ما طعموا ثما و لا شربوا خمرا
هوش مصنوعی: همه آنها در صفات تو مست میشوند، در حالی که نه طعمی از شراب چشیدهاند و نه نوشیدهاند.
ولکن بریق القرب افنی عقولهمفسبحان من ارسی و سبحان من اسری
هوش مصنوعی: اما درخشندگی نزدیک بودن به او، عقلهای آنان را از بین برد، پس پاک و والا است کسی که پایهگذار است و پاک و والا است کسی که به قله رساند.
سلام علی قوم تنادی قلوبهمبالسنه الاسرار شکرا له شکرا
هوش مصنوعی: سلام بر قومی که دلهایشان با زبانهای پنهان سخن میگوید و بر او شکرگزاری میکنند.
فطوبی لمن ادلی من الجد دلوهو فی الدلو حسنا یوسف قال یا بشری
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از نسل خودش، آبی بیاورد و در آن آب، زیبایی یوسف را ببیند و به معشوقش بگوید: ای بشارت!
یطالع فی شعشاع و جنه یوسفحقائق اسرار یحیط بها خبرا
هوش مصنوعی: در درخشندگی و زیبایی یوسف، حقیقت های پنهان وجود دارد که به خوبی میتوان آنها را دریافت و فهم کرد.
تجلی علیه الغیب و اندک عقلهکما اندک ذاک الطور و استهدم الصخرا
هوش مصنوعی: ظهور قدرت الهی و نقصان عقل انسانی شبیه به اندکی نور در کوه طور و فرو افتادن سنگ است.
فظل غریق العشق روحا مجسماو نورا عظیما لم یذر دونه سترا
هوش مصنوعی: عشق انسانی را به صورت روحی محسوس و نوری بزرگ تجلی میکند که هیچ چیزی نمیتواند آن را مخفی کند.