غزل شمارهٔ ۲۸۸
هوش مصنوعی: این شعر به درخواست تکراری و مکرر معشوق از محبوب خود اشاره دارد که به نوعی درد و رنج عشق را بیان میکند. شاعر از محبوب میخواهد که به او ظلم نکند و در ابراز احساساتش سخت نگیرد. او به زیباییها و فضائل معشوق اشاره میکند و احساسات عمیق خود را در زمینه عشق و ارتباط با او ابراز میکند. در پایان، شاعر تأکید میکند که عشق برای او حیاتی و ضروری است و نمیتواند بدون آن زندگی کند.
یا کالمینا یا حاکمینایا مالکینا لا تَظلَمونا
هوش مصنوعی: ای کاش ما را مورد ظلم قرار ندهید، ای معلم ما، ای حاکم ما، ای مالک ما.
یا ذَاالفَضائِل زهر الشَمائِلسِیفُ الدَلائِل لا تظلمونا
هوش مصنوعی: ای کسی که دارای فضایل فراوانی هستی و زیباییها و خصایل نیکو در تو نهفته است، ای شمشیری که دلیلنمای حق و حقیقتی، به ما ظلم نکنید.
یا نعم ساقی حلو التلاقیمر الفراقٖ لا تظلمونا
هوش مصنوعی: ای ساقی، بگذار طعم دیدار شیرین باشد و جدایی را دور نگهدارید، ما را ظلم نکنید.
فی القلب بارق مثل الطوارقبین المشارق لا تظلمونا
هوش مصنوعی: در دلِ من جرقهای چون ستارههای درخشان در شرق و غرب وجود دارد، شما را به ظلمت نمیکشانم.
نادی المنادی فی کل وادیلا بالعنادٖ لا تظلمونا
هوش مصنوعی: شخصی در هر گوشه و کنار دنیا فریاد میزند که ما را مورد ظلم قرار ندهید و در این خواسته هیچ اصراری وجود ندارد.
افدیک روحی عِندَ الصَبوحٖیا ذَا الفتوحٖ لا تظلمونا
هوش مصنوعی: من جانم را فدای تو میکنم، ای با نشاط و خوشخبر در سپیدهدم. از ما ظلم نکنید.
هذا فؤادی فی العشق بادیفی الحب عادی لا تظلمونا
هوش مصنوعی: دل من در عشق آشکار است و در محبت بیپروا. شما ما را مظلوم نکنید.
إسمَع کَلامی نومی جرامیعند الکرامٖ لا تظلمونا
هوش مصنوعی: به حرف من گوش کن، ای کسی که در میان انسانهای محترم هستی، ما را ظلم و ستم نکنید.
عشقی حصانی نحو المعانیهذا کفانی لا تظلمونا
هوش مصنوعی: عشق مانند اسبی است که مرا به سمت معانی و مفاهیم میبرد. این عشق برای من کافی است و نمیخواهم مورد ظلم و یا بیعدالتی قرار بگیرم.
العشق حالٖ ملکٌ و مالٖنومی محال لا تظلمونا
هوش مصنوعی: عشق حالتی است که مانند پادشاهی و دارایی، خواب را از انسان میگیرد و ممکن نیست که در این حالت به کسی ظلم شود.