غزل شمارهٔ ۲۸۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و لذت میگوید و دعوت به نوشیدن شراب میکند. او به بلال، اشارهگر نور، و ساقی روح، که مایه سعادتی است، میگوید تا او را سیراب کند و لحظهای را با لذت و شادابی بگذراند. شاعر از این میخواهد که در میانهی شراب و مستی، آنچه را که در دل و جان از توصیف و نام موجود است، فراموش کند و غرق در شادی و سرزندگی شود. در نهایت، اشاره به این دارد که شراب، نیازی به بخشش و خساست ندارد و باید شور و شادی برای یکدیگر فراهم آید.
یا مخجل البدر اشرقنا بلالایا ساقی الروح اسکرنا بصهبا
هوش مصنوعی: ای ماه نورانی، مانند تو درخشان و زیبا میدرخشم؛ ای ساقی جان، ما را با شرابی رنگین سیراب کن.
لا تبخلن و اوفر راحنا مدداحتی تنادم فی اخذ و اعطا
هوش مصنوعی: بخل نکنید و به دیگران کمک کنید، زیرا در این تبادل و تعامل، همه بهرهمند میشوند.
دعنا ینافس فی الصهباء من سکربالسکر یذهل عن وصف و اسما
هوش مصنوعی: بیایید ببینیم کسی که در شراب غرق شده و از معانی و توصیفها غافل شده، چطور به رقابت میپردازد.
خوابی الغیب قد املاتها مدداراحا یطهر عن شح و شحنا
هوش مصنوعی: خواب رازهایی را که از پیش نوشته شدهاند، به تصویر میکشد و از دل آن، آگاهی و روشنی زاده میشود که از خودخواهی و غم رهایی مییابد.