رباعی شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که فردی وقتی فکر میکند که در دستش طلا (زر) دارد، به او وفادار میشود، اما وقتی متوجه میشود که آن طلا وجود ندارد، دیگر به او وفا نمیکند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که باید به کسانی که از صداقت و وفاداری برخوردارند گوش دهید و به آنها توجه کنید، زیرا واقعیات در عمل خود را نشان میدهند.
آمد بر من چو در کفم زر پنداشتچون دید که زر نیست وفا را بگذاشت
هوش مصنوعی: وقتی که او به سراغ من آمد، گمان کرد که در دستم طلا دارم، اما وقتی فهمید که طلا نیست، وفا و همدلی را ترک کرد.
از حلقهٔ گوش او چنین پندارمکانجا که زر است گوش میباید داشت
هوش مصنوعی: به نظر من، جایی که طلا وجود دارد، باید مراقب و باهوش بود، همانند گوشوارههایی که زیبایی و ارزش دارند.