تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۹

آن پیش روی که جان او پیش صف استداند که تو بحری و جهان همچو کفست
بی‌دف و نیی، رقص کند عاشق توامشب چه کند که هر طرف نای و دفست