تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۴

آن چشم فراز از پی تاب شده استتا ظن نبری که فتنه در خواب شده است
صد آب ز چشم ما روان کردی دیامروز نگر که صد روان آب شده است