تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰

ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوستهشدار که در میان جان داری دوست
حس مغز تنست و مغز حست جانستچون از تن و حس و جان گذشتی همه اوست