تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۱۹

ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبتوی هرچه گهر فتاده در پای لبت
از راهزنان رسیده جانم تا لبگر ره ندهی وای من و وای لبت