تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۲۶

باران به سر گرم دلی بر میریختبسیار چو ریخت، جست در خانه گریخت
پر میزد خوش بطی که آن بر من ریزکاین جان مرا خدای از آب انگیخت