تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۳۰

با شب گفتم گر بمهت ایمانستاین زود گذشتن تو از نقصانست
شب روی به من کرد و چنین عذری گفتما را چه گنه چو عشق بی‌پایانست