تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۳۱

با شب میگو که روز ما را شب نیستدر مذهب عشق و عشق را مذهب نیست
عشق آن بحریست کش کران ولب نیستبس غرقه شوند و ناله و یارب نیست