تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۳۳

با عشق نشین که گوهر کان تو استآنکس را جو که تا ابد آن تو است
آنرا بمخوان جان که غم جان تو استبر خویش حرام کن اگر نان تو است