تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۳۸

پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دستدرمان ز که جویم که دلم مهر تو خست
هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیستگر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست