تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۳۹

پائی که همی رفت به سروستان مستدستی که همی چید ز گل دسته بدست
از بند و گشاد دهن دام اجلآن دست بریده گشت و آن پای شکست