رباعی شمارهٔ ۲۴۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای دوستی اشاره میکند که با ناز و نعمت خود، وجود او را بافت کرده است. او به طور نمادین، تن خود را به خرقهای تشبیه میکند که دلش در آن قرار دارد و همه عالم را به عنوان خانقاه و خود را به عنوان صوفی تعبیر میکند. به این معنا که تمام وجودش به عشق و معنویت وابسته است.
پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرابردوخت مرقع از رگ و پوست مرا
هوش مصنوعی: خداوند به آرامش و زیبایی، دوستی را به من عطا کرده است که وجودم را از رگ و پوست خود پر کرده است.
تن خرقه و اندر آن دل من صوفیعالم همه خانقاه و شیخ اوست مرا
هوش مصنوعی: تنم مانند لباس پارهای است و در درون آن، دل من عاشق، همهچیز را در خانقاه و نزد شیخ خود میبیند.