تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۷۹

جانی که حریف بود بیگانه شده استعقلی که طبیب بود دیوانه شده است
میران همه گنجها به ویرانه نهندویرانهٔ ما ز گنج ویرانه شده است