تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۸۰

جانی که شراب عشق ز آن سو خورده استوز شیره و باغ آن نکو رو خورده‌است
آن باغ گلوی او بگیرد گویدخونش ریزم که خون ما او خورده است