تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۸۲

حسنت که همه جهان فسونش بگرفتدردِ حسدِ حسود چونش بگرفت
سرخیِ رخت ز گرمی و خشکی نیستاز بس عاشق  که کشت خونش بگرفت