رباعی شمارهٔ ۳۳۳
هوش مصنوعی: شخصی در این شعر از لطف یار که به او نگریسته، سخن میگوید و از او میپرسد که بدون محبت او چگونه میتواند زندگی کند. او در پاسخ، احساس میکند که همچون ماهی بدون آب، به شدت نیازمند یار است. یار در آفتاب میگوید که این وضع از گناه اوست و به خاطر این درد میگرید.
دوش از سر لطف یار در من نگریستگفتا بیما چگونه بتوانی زیست
هوش مصنوعی: دیشب یار با نگاهی مهربان به من توجه کرد و گفت: بدون ما چگونه میتوانی زندگی کنی؟
گفتم به خدا چنانکه ماهی بیآبگفتا که گناه تست و بر من بگریست
هوش مصنوعی: گفتم به خدا مانند ماهی که بیآب است، او نیز گفت که تنها گناه توست و بر من اشک ریخت.