تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۴۰

زان روز که چشم من به رویت نگریستیک دم نگذشت کز غمت خون نگریست
زهرم بادا که بی‌تو می‌گیرم جاممرگم بادا که بی‌تو می‌باید زیست