رباعی شمارهٔ ۳۶۱
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از عشق خود صحبت میکند که ابتدا شاداب و خوشحال به دلش وارد شده، اما پس از مدتی دوباره رخت بسته و رفته است. او از معشوق خواسته که برای چند روزی بماند، ولی اکنون که او رفته، یادش نیز از دلش پاک شده است.
عشقت به دلم درآمد و شاد برفتبازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
عشق تو وارد دلم شد و خوشحال بیرون رفت.دوباره امد و وسایلش را هم گذاشت
گفتم به تکلف دو سه روزی بنشینبنشست و کنون رفتنش از یاد برفت
من هم از روی ادب،تعارف کردم چند روزی بمان.ماند و اکنون رفتن را کامل فراموش کرده