رباعی شمارهٔ ۳۸۰
هوش مصنوعی: این شعر به حسرت و درد دل شاعر اشاره دارد که به کسی میگوید به او دل نبندد، زیرا او خونی و ویرانگر است. شاعر احساس میکند که جانش در خطر است و امور دنیایی مانند کفش و دستار دیگر برایش اهمیتی ندارند. او به شخصی دیگر توصیه میکند که از این مسیر دور شود، زیرا آنچه در حال وقوع است، کار اوست و مختص اوست.
کس دل ندهد بدو که خونخوار منستجان رفت چه جای کفش و دستار منست
هوش مصنوعی: هیچکس به او دل نمیدهد، زیرا او انسانی خشن و خطرناک است. وقتی جان انسان در خطر است، دیگر چه اهمیتی دارد که کفش و دستار (دستمال سر) داشته باشیم؟
تو نیز برو دلا که این کار تو نیستاین کار منست کار من است کار منست
هوش مصنوعی: تو هم برو عزیزم، زیرا این کار مناسب تو نیست، این کار مربوط به من است و تعلق به من دارد.