تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۴۹

هرگز ز دماغ بنده بوی تو نرفتوز دیدهٔ من خیال روی تو نرفت
در آرزوی تو عمر بردم شب و روزعمرم همه رفت و آرزوی تو نرفت