رباعی شمارهٔ ۴۴۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوقش است. او میگوید که هرگز بوی معشوق از خاطرش نرفته و حتی خواب و خیال او را ترک نکرده است. شاعر در آرزوی دیدار و داشتن معشوق، عمر خود را به سر برده و در پایان عمرش متوجه میشود که این آرزو همچنان در دلش باقی مانده است.
هرگز ز دماغ بنده بوی تو نرفتوز دیدهٔ من خیال روی تو نرفت
هوش مصنوعی: هرگز بوی تو از خاطرم نرفته و تصویر چهرهات از دیدگانم دور نشده است.
در آرزوی تو عمر بردم شب و روزعمرم همه رفت و آرزوی تو نرفت
هوش مصنوعی: در تمام روزها و شبها به خاطر تو زندگی کردم و عمرم به پایان رسید، اما آرزوی تو هنوز در دلم باقی مانده است.