تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۰۳

آنها که چو آب صافی و ساده رونداندر رگ و مغز خلق چون باده روند
من پای کشیدم و دراز افتادماندر کشتی دراز افتاده روند