تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۱۶

از تاب تو، بی یار  عدو میمانددر بزم تو، بی رطل سبو میماند
جانا گیرم که خونم آشامیدیآخر به لب شهد تو، بو میماند