رباعی شمارهٔ ۵۱۶
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به عواطف خود اشاره میکند. او میگوید که هیچچیز از زیبایی و جذابیت معشوق باقی نمیماند؛ نه دوستان و نه دشمنان. حتی اگر معشوق خون او را بنوشد، باز هم طعم شیرین عشقش در یاد میماند. در واقع، عشق و یاد او فراموشنشدنی است.
از تاب تو، بی یار عدو میمانددر بزم تو، بی رطل سبو میماند
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و دشمنان، همه از زیبایی و جذبه تو شگفتزده میشوند و هیچکس نمیتواند به پای تو بیاید. حتی نعمتها و لذتهای دنیوی هم در برابر تو ناپدید میشوند.
جانا گیرم که خونم آشامیدیآخر به لب شهد تو، بو میماند
هوش مصنوعی: عزیزم، اگرچه خونم را نوشیدهای، اما هنوز طعم شیرین شهد تو بر لبانم باقی مانده است.