رباعی شمارهٔ ۶۴۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و دلتنگی صحبت میکند. او میخواهد که وجودش تحت تأثیر عشق معشوقش باشد و امیدوار است که محبت او به چشمش بیفتد. اگر چه جان او از درد و رنج مملو است، اما خوشحال است چون از جفا و سختیها بوی وفا و محبت معشوقش به مشامش میرسد.
خواهم گردی که از هوای تو رسدباشد که به دیده خاک پای تو رسد
هوش مصنوعی: میخواهم به گونهای شوم که از محبت تو تأثیر بگیرم، شاید به گونهای که به چشمانم خاک زیر پایت بیفتد.
جانم ز جفا خرم و خندان باشدزیرا ز جفا بوی وفای تو رسد
هوش مصنوعی: جانم به خاطر بیوفاییها شاد و خندان است، زیرا از همین بیوفاییها بوی وفای تو به مشام میرسد.