غزل شمارهٔ ۳۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای مستی و شادی در باغ و طبیعت میپردازد. شاعر از حالت مستی و جنون ناشی از عشق و وصال میگوید که در تمام عناصر طبیعت تاثیر گذاشته است. آسمان، آب، باد و خاک همه مست و شادند و روح و عقل را نیز در این حال به تصویر میکشد. شاعر از جبار و توانگر بودن و رهایی از قیدهای خاکی توصیه میکند تا معنای عمیقتری از زندگی را درک کند. او تأکید میکند که حتی در زمستان، زندگی و شور و حال بهطور پنهان ادامه دارد. از ساقی درخواست میکند که شراب بیافزاید و به یارانش باده سرازیر کند تا شادمانی و مستی більше شود. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که همه افراد، چه مؤمن و چه کافر، در این حال از خود بیخود شدهاند و هیچکس در برابر عشق خداوند هشیار نیست.
ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مستمیر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مست
هوش مصنوعی: شتران را در صف ببین که سر به سر در حال حرکت هستند، و هر کدام از آنها تحت تأثیر شراب و مسکر هستند؛ خود آقا و معشوق نیز در حال مستیاند و غریبهها نیز در نشئگی به سر میبرند.
باغبانا رعد مطرب ابر ساقی گشت و شدباغ مست و راغ مست و غنچه مست و خار مست
هوش مصنوعی: باران به مانند موسیقی خوشی که با صدای طبل همراه است، باغ را شاداب و سرشار از نشاط میکند. در این حال، همه چیز در باغ – از درختان و گلها گرفته تا خارها – در حالت سرخوشی و نشئگی قرار دارد.
آسمانا چند گردی گردش عنصر ببینآب مست و باد مست و خاک مست و نار مست
هوش مصنوعی: آسمان را نگاه کن، چه انحرافاتی که در چرخهی عناصر وجود دارد. ببین چگونه آب، باد، خاک و آتش همه در حال شور و حال خود هستند.
حال صورت این چنین و حال معنی خود مپرسروح مست و عقل مست و خاک مست اسرار مست
هوش مصنوعی: وضع ظاهر انسان این چنین است و حال درونیاش را نپرس. زیرا در حالت مستی، روح و عقل و حتی خاک نیز از حقیقتهای نهفته غافل هستند.
رو تو جباری رها کن خاک شو تا بنگریذره ذره خاک را از خالق جبار مست
هوش مصنوعی: ای تو که در سلطه خود قرار گرفتهای، خود را رها کن و به خاک تبدیل شو تا بتوانی ذره ذرهی خاک را که از خالق بزرگ و قدرتمند برخاسته است، مشاهده کنی و بفهمی.
تا نگویی در زمستان باغ را مستی نماندمدتی پنهان شدست از دیده مکار مست
هوش مصنوعی: باید بگویی که در زمستان، باغ دیگر رنگ و بویی ندارد و مدتی است که عاشق مکار در کنار ما پنهان شده است.
بیخهای آن درختان می نهانی میخورندروزکی دو صبر میکن تا شود بیدار مست
هوش مصنوعی: ریشههای آن درختان به آرامی در خاک نفوذ میکنند و زمانی نیاز است که کمی صبر کنی تا این بیداری و آگاهی حاصل شود.
گر تو را کوبی رسد از رفتن مستان مرنجبا چنان ساقی و مطرب کی رود هموار مست
کوب در اینجا یعنی ضربه تنه زدن، معنی بیت: اگر مستی به تو تنه زد مرنج با اینچنین ساقی و مطربی هیچ مستی نمیتواند درست راه برود
ساقیا باده یکی کن چند باشد عربدهدوستان ز اقرار مست و دشمنان ز انکار مست
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و شراب را یکی کن، تا ببینیم دوستان چقدر سر و صدا میکنند از احساس مستی و دشمنان چقدر از انکار و نادیده گرفتن مستی شکیبایی میکنند.
باد را افزون بده تا برگشاید این گرهباده تا در سر نیفتد کی دهد دستار مست
هوش مصنوعی: بگذار باد بیشتر بوزد تا بتواند این گره را باز کند و باده را به سرم برساند، وگرنه نمیتوانم با حالتی مست سرم را بپوشانم.
بخل ساقی باشد آن جا یا فساد بادههاهر دو ناهموار باشد چون رود رهوار مست
هوش مصنوعی: اگر در جایی ساقی بخیل باشد یا شرابها ناپاک و فاسد باشند، در هر دو صورت اوضاع نابسامان و به هم ریخته خواهد بود، درست مانند جریانی بیثبات و ناپایدار مانند رود.
رویهای زرد بین و باده گلگون بدهزانک از این گلگون ندارد بر رخ و رخسار مست
هوش مصنوعی: به چهرههای زرد نگاه کن و شراب قرمزرنگی را به من بده، زیرا این زیبایی رنگی ندارد بر صورت و چهرهی مست.
بادهای داری خدایی بس سبک خوار و لطیفزان اگر خواهد بنوشد روز صد خروار مست
هوش مصنوعی: شما نوشیدنی دارید که ویژگیهای خاصی دارد و بسیار سبک و لطیف است. اگر کسی بخواهد، میتواند هر روز به اندازهی زیادی از آن بنوشد و به حالتی سرمست و شاداب درآید.
شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیستکافر و مؤمن خراب و زاهد و خمار مست
هوش مصنوعی: در اطراف تو افراد هیچکدام بیدار و هوشیار نیستند؛ چه کافر و چه مؤمن، چه زاهد و چه کسی که شرابخواری میکند. همه در حال غفلت و گمگشتی هستند.