رباعی شمارهٔ ۶۹۹
هوش مصنوعی: در این بیتها، شاعر از حال و هوای دلها صحبت میکند که همچون ابرهای بهاری بیقرار و پرحرارت شدهاند. او از زهره (نماد زیبایی و خوشبختی) میخواهد که رحمت خود را گشوده و به اوضاع دلها سر و سامان بخشد، چرا که حالا مطرب و ساز و دف از کار افتاده و دیگر جایی برای شادی و سرور نیست.
دلها به سماع بیقرار افتادندچون ابر بهار پر شرار افتادند
هوش مصنوعی: دلها دچار شوق و هیجان شدند، مانند ابرهای بهاری که به خاطر گرما و شور و شوق، ناگزیر باریدن را آغاز میکنند.
ای زهرهٔ عیش کف رحمت بگشایکاین مطرب و کف و دف ز کار افتادند
هوش مصنوعی: ای ستارهٔ شادی، لطف تو را میطلبم که این نوازنده و سازها از کار افتادهاند و به کمک تو نیاز دارند.