رباعی شمارهٔ ۷۰۷
هوش مصنوعی: شاعر در این چند بیت از غم و اندوه خود میگوید. میگوید که همهٔ زیباییها و جوانیاش به خاطر غم و اندوه از بین رفته است و تنها چیزی که برایش مانده، بندگی و عشق به محبوبش است. همچنین، او با دلش صحبت میکند و میفهمد که هیچ آرزو و خواستهای دیگر در زندگیاش وجود ندارد.
دیدم رخت از غم سر موئیم نماندجز بندگی روی تو روئیم نماند
هوش مصنوعی: در شرایط غم و اندوه، وقتی به چهره تو نگاه کردم، متوجه شدم که جز خدمت به تو چیزی برای از دست دادن ندارم.
با دل گفتم که آرزوئی در خواهدل گفت که هیچ آرزوئیم نماند
هوش مصنوعی: با دل خود صحبت کردم و از او خواستم که آرزویی برایم داشته باشد، اما دل پاسخ داد که دیگر هیچ آرزویی برای من باقی نمانده است.