تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۱۸

روزی که ز کار کمترک می‌آیددر دیده خیال آن بتک می‌آید
از نادره‌گی و از غریبی که ویستدر عین دلست و دل به شک می‌آید