تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۶۷

عشقی آمد که عشقها سودا شدسوزیدم و خاکستر من هم لا شد
باز از هوس سوز خاکستر منواگشت و هزار بار صورتها شد