تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۴۷

هر عمر که بی‌دیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بود
آبی که ترا تیره کند زهر بودزهری که ترا صاف کند آب بود