تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۵۲

هر لقمهٔ خوش که بر دهان میگرددمیجوشد و صافش همه جان میگردد
خورشید و مه و فلک از آن میگرددتا هرچه نهان بود عیان میگردد