رباعی شمارهٔ ۸۸۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از دوری از یار و تاثیر آن بر زندگیاش میگوید. او احساس غم و ناامیدی میکند و شادیاش را با مشکلاتی که به وجود آمده، مقایسه میکند. به جای زیباییهای بهار، به تلخی و کاستی اشاره میکند و از خزان به جای بهار سخن میگوید. شاعر همچنین نسبت به بارش باران هم حسرت میخورد و آن را به سنگ بدل میکند، که نشاندهنده سختیها و تلخیهای زندگیاش است.
چون از رخ یار دور گشتم به بهاربا غم بچه کار آید و عیشم بچه کار
هوش مصنوعی: زمانی که از چهره معشوق دور شدم، بهاری که برایم میآمد، با غم و اندوه همراه بود. این شادیها دیگر برایم مفهومی ندارد و به کار نمیآید.
از باغ بجای سبزه گو خار برویوز ابر بجای قطره گو سنگ ببار
هوش مصنوعی: به جای سبزه، خاری در باغ بروید و به جای بارش باران، سنگها از آسمان بیفتند.