تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۹۴

در باغ در نیامدم گرد آوردرویش و تهی روم من راهگذر
خواهی که برون روم مرا بگشا درور نگشائی گمان بد نیز مبر