تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۰۲

زان ابروی چون کمانت ای بدر منیردل شیشهٔ پرخون شود از ضربت تیر
گویم ز دل و شیشه و خون چیست نظیربردارم جام باده و گوید گیر