تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۲۴

هر دم دل خسته‌ام برنجاند یاریا سنگدلست یا نمیداند یار
از دیده به خون نبشته‌ام قصهٔ خویشمی‌بیند و هیچ بر نمیخواند یار