تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۲۸

آمد دی دیوانه و شبهای درازمائیم و شب تیره و سودای دراز
ما را سر خواب نیست دل یاوه شده استآنرا که دلیست تا کند پای دراز