تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۶۹

میگوید مرمرا نگار دلسوزمیباید رفت چون به پایان شد روز
ای شب تو برون میای از کتم عدمخورشید تو خویش را بدین چرخ بدوز