غزل شمارهٔ ۴۲۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و تاثیرات آن بر دل و جان انسانها میپردازد. شاعر به بیان این نکته میپردازد که عشق میتواند دیوانگی به بار آورد و انسانها را دچار تحولی عمیق کند. او از عشق به عنوان آتش و ویرانی عالم یاد میکند و بیان میکند که در این رهگذر عقل و حواس خود را نیز از دست میدهد. همچنین شاعر به رابطهی عمیق خود با محبوب و تاثیراتش بر زندگیاش اشاره میکند. در نهایت، شمس تبریزی به عنوان نماد عشق حقیقی و روشنایی در این مسیر معرفی میشود.
در دل و جان خانه کردی عاقبتهر دو را دیوانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: در دل و جان انسان جایگاه تو شد و سرانجام هر دو را مجنون و شیفتهات کردی.
آمدی کآتش در این عالم زنیوانگشتی تا نکردی عاقبت
هوش مصنوعی: تو به این دنیا آمدهای تا آتش برپا کنی، اما هنوز به نتیجهای نرسیدهای.
ای ز عشقت عالمی ویران شدهقصد این ویرانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: عشق تو باعث ویرانی دنیا شده، اما حالا به نظر میرسد که تصمیم به خراب کردن این ویرانه داری.
من تو را مشغول میکردم دلایاد آن افسانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: من تو را سرگرم میکردم، اما یاد آن داستان قدیمی (افسانه) تو را به خود مشغول کرد.
عشق را بیخویش بردی در حرمعقل را بیگانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: عشق تو را از خود بیخود کرده است و در مکانی که باید منطقی باشی، باعث شدهای که از عقل و خرد دور شوی. این وضعیت در نهایت به جایی میرسد که عقل و فکر من برای تو غریبه است.
یا رسول الله ستون صبر رااستن حنانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: ای پیامبر خدا، تو ستون صبر را با عشق به خدا و مردم محکم کردی و در نهایت به نتیجه رسیدی.
شمع عالم بود لطف چارهگرشمع را پروانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: شمعی که به نور و روشنی عالم کمک میکند، در نهایت پروانهای را به خود جذب کرد و آن را قربانی کرد.
یک سرم این سوست یک سر سوی تودو سرم چون شانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: من یک سمت وجودم به سمت توست و سمت دیگر به سوی دیگر. اگر به من توجه کنی و مرا سامان دهی، در نهایت به آرامش میرسم.
دانهای بیچاره بودم زیر خاکدانه را دُردانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: من دانهای بیچاره و ناتوان بودم که در زیر خاک پنهان شده بودم، اما تو با احسان و محبت خود باعث شدی که به گل و گیاهی سرسبز تبدیل شوم.
دانهای را باغ و بستان ساختیخاک را کاشانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: تو با دانهای که در خاک کاشتی، باغ و باغچهای زیبا به وجود آوردی و در نهایت، خاک را به مکانی راحت و مناسب برای زندگی تبدیل کردی.
ای دل مجنون و از مجنون بَتَرمردی و مردانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: ای دل، تو از مجنون دوری کن و همانند او نشو. در نهایت، صفت مردانگی را با اراده و استقامت به دست آوردهای.
کاسهٔ سر از تو پُر از تو تهیکاسه را پیمانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: سر انسان به شدت از وجود تو پر شده و در نهایت تو آن سر را خالی کردی.
جان جانداران سرکش را به علمعاشق جانانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: در نهایت، جان موجودات سرکش را با عشق و محبت به خود جذب کردی.
شمس تبریزی، که مر هر ذره راروشن و فرزانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: شمس تبریزی، تو هر ذرهای را روشن و آگاه کردی در نهایت.