رباعی شمارهٔ ۱۱۶۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر پس از مدتی دوری به معشوق خود بازمیگردد و به نشستن در کنار او میپردازد. او از عشق و اشتیاقش صحبت میکند و میگوید که هر وعده و پیمانی که بدون وجود معشوقش بسته بود، به محض دیدن روی او، همه را فراموش کرده است.
باز آمدم و برابرت بنشستماحرام طواف گرد رویت بستم
هوش مصنوعی: من دوباره بازگشتم و در کنار تو نشستم. برای گرد آمدن به دور تو، لباس مخصوصی از حرمت و عشق بر تن کردم.
هر پیمانی که بیتو با خود بستمچون روی تو دیدم همه را بشکستم
هوش مصنوعی: هر قولی که بدون تو دادم، زمانی که تو را دیدم، همه آنها را زیر پا گذاشتم.