تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۵

بیکار شدم ای غم عشقت کارمدر بیکاری تخم وفا میکارم
من صورت وصل میتراشم شب و روزبا خاطر چون تیشه مگر نجارم