رباعی شمارهٔ ۱۲۴۹
هوش مصنوعی: شاعر از پذیرش نیستی و مرگ سخن میگوید. او به این فکر میکند که وقتی به نیستی میرسد، از آن خوشنود است و حتی به کسانی که برای زندگی و هستی پند میدهند، لبخند میزند. او به خود میگوید که اگر روزی به سبب مرگش بکشند، هیچکس برای او نخواهد گریست، و بر این واقعیت میخندد.
زینگونه که من به نیستی خرسندمچندین چه دهید بهر هستی پندم
هوش مصنوعی: من به وضعیت عدم وجود خود راضی هستم، پس به من چه میخواهید بگویید درباره لذتهای زندگی و وجود؟
روزیکه به تیغ نیستی بکشندمگریندهٔ من کیست بر او میخندم
هوش مصنوعی: روزی که من را با تیغ نابودی بکشند، من تنها به کسی که برای من میگرید، میخندم.