تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۴

شادی کردم چو آن گهر شد جفتمچون موج ز باد بود خود آشفتم
آشفته چو رعد سر دریا گفتمچون ابر تهی بر لب دریا خفتم