رباعی شمارهٔ ۱۲۵۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از شادی خود هنگام یافتن معشوق میگوید. او احساساتش را با توصیف موجها و آتش دریا مقایسه میکند و به نوعی به ناامیدی و سردرگمیاش که ناشی از دوری از معشوق است، اشاره میکند. در پایان، او خود را مانند ابری که بر دریا نشسته و خالیاست، توصیف میکند.
شادی کردم چو آن گهر شد جفتمچون موج ز باد بود خود آشفتم
هوش مصنوعی: وقتی که دیدم آن گوهر (محبوب) در کنارم است، خوشحال شدم، اما به همان اندازه که موجها از باد متأثر میشوند، من هم دچار آشفتگی شدم.
آشفته چو رعد سر دریا گفتمچون ابر تهی بر لب دریا خفتم
هوش مصنوعی: در شرایطی دشوار و پرهیاهو مانند رعد و برق ناآرام هستم، به دریا گفتم که به مانند ابر بیبار، در کنار دریا آرام بگیرم و استراحت کنم.