رباعی شمارهٔ ۱۲۶۷
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا شاعر از تجربهای عمیق و تغییر در وجود خود صحبت میکند. او احساس میکند که دچار دگرگونی شده و اجزای وجودش فروپاشیدهاند. او به دنیایی اشاره دارد که دور از وطنش است و زندگی را تحت تأثیر احساسات و تلخیهای خود میبیند. همهی کسانی که او را میشناسند، به نوعی از او و شرایطش تقدیر و ستایش میکنند، اما خود او به دلیل وحشت و زندانی که در آن قرار دارد، از عیبها و نواقصش رنج میبرد.
فانی شدم و برید اجزای تنممیچرخ که بر چرخ بد اول وطنم
هوش مصنوعی: من از زندگی و جسمم بریدهام و اکنون جزئی از چرخ هستم که در آن به دور خود میچرخد، همانطور که روزی وطنم را به دور خود میچرخاند.
مستند و خوشند و میپرستند همهدر عیب از این وحشت و زندان که منم
هوش مصنوعی: همه به شادی و مستی مشغولند و به عشق شراب میپردازند، اما من به خاطر ترس و زندان درونیام، ناتوان و در عیب و نقص خودم غرق شدهام.