تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳

گفتم دل و دین بر سر کارت کردمهر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنیآن من بودم که بیقرارت کردم