تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۳

گفتم مکن ایروت حسن خوت حسنمن دزد نیم مبند دستم بر سن
گفتا که کجائی تو هنوز ای همه فنحقا که چنان شوی که کبرت ستسن