رباعی شمارهٔ ۱۷۸۱
هوش مصنوعی: شاعر از معشوق میخواهد که بازگردد و در کنار او باشد. او احساس میکند که در شبهای طولانی و تنهایی، نیاز به معشوقش دارد. شاعر به فراق و دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که این دوری او را زنده نگهداشته، اما در عین حال او را آزار میدهد و دلش میخواهد دوباره معشوقش را ببیند.
بازآی که تا به خود نیازم بینیبیداری شبهای درازم بینی
به من بازگرد تا نیاز من به تو و شببیداری هایی که در فراق تو میکشم را ببینی.
نی نی غلطم که خود فراق تو مراکی زنده رها کند که بازم بینی
نه نه! من اشتباه میکنم. فراق و دوری از تو مرا زنده نمیگذارد که بازگردی و دوباره مرا ببینی.