تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۱

گر با همه‌ای چو بی منی بی‌همه‌ایور بی‌همه‌ای چو با منی با همه‌ای
در بند همه مباش، تو خود همه باشآن دم داری که سخره‌ای دمدمه‌ای